بسم الله الرحمن الرحیم
قُلْ جَاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ ۚ إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقًا
بگو: حق آمد و باطل نابود شد. همانا که باطل نابودشدنی است. (اسراء، آیه ۸۱)
به نام الله، پاسدار حرمت خون شهیدان، و با سلام و درود بر آقا امام زمان، منجی عالم بشریت، و نایب برحقش، امام امت، فرمانده کل قوا، امام خمینی، و با درود و سلام بر تمام شهیدان راه حق و حقیقت، و آرزوی شفاعت برای تمام معلولین و مجروحین، و آزادی تمامی اسیران در بند عراق.
چند کلمهای بهعنوان وصیت بر امت شهیدپرور و خانوادهی گرامی خودم مینویسم، تا باشد که وظیفهی خود را انجام داده باشم.
آنچه میتوان از آیهای که در بالا نوشتم نتیجه گرفت، این است که: به یاری حق، باطل نابودشدنی است؛ چون این وعدهای است که خداوند در قرآن کریم داده، که عاقبت، باطل نابود خواهد شد.
لذا خواستم تذکراتی در این زمینه بدهم، تا بهتر بتوانیم ادامهی حرکت را داشته باشیم.
دیدید که در چند سال پیش، چگونه امت حق، با قوهی الهی، فرعون زمانهی خود را سرنگون کردند و حکومت اسلام را به میهن ارمغان آوردند.
از اینرو، جنایتکاران دیدند اگر این انقلاب بخواهد آزادانه پیش رود، در چند سال آینده، بهاصطلاح تمام منافعشان به خطر میافتد. لذا توسط نوکر دستنشاندهشان، جنگ را بر ما تحمیل کردند و به کشور عزیزمان تجاوز نمودند و از هیچ وحشیگریای دست برنداشتند.
پس ما هم بر آن شدیم، علاوه بر صدور اسلام به دیگر نقاط، دشمن غارتگر را سر جایش بنشانیم، و به قول امام عزیز، چنان سیلی به او بزنیم که دیگر هوس حمله به ایران را کسی نکند.
پس برای مقابله با خصمِ زبون، بايد دست از جان برگرفت، سينه را جلو داد و آمادهی جانبازی برای اسلام شد.
ای عزیزان و امت قرآن، اسلام، هر لحظهاش خون میخواهد و باید خون داد تا پیروز شویم.
پس دلها را آماده کنید و رو به جبهه بیاورید، تا بتوانیم به حول و قوهی الهی، ضربهی نهایی را وارد کنیم و خصم زبون را از پای درآوریم.
پیام دیگرم به امت قهرمان و دلاور این است که دست از یاری امام عزیزمان برندارید و پیرو ولایت فقیه باشید، و دست از یاری یاران باوفای امام برندارید.
همواره در صحنههای انقلاب حاضر باشید و با هرگونه توطئه و خرابکاری مقابله کنید، که حضور شما در صحنه، ضامن پیروزی شماست.
نگذارید خون شهیدان و عزیزانمان پایمال شود، و در مراسم زنده نگهداشتن یاد شهیدان، بهخوبی شرکت کنید، تا خون پاکشان همیشه رنگین بماند.
ای امت خداجوی، همیشه به یاد خدا باشید، که با یاد خدا دلها آرام میگیرد و فتح و پیروزی میآورد.
در مراسمهای باشکوه نماز جمعه و جماعتها شرکت کنید، تا دشمن خصم از وحدت و ایمان شما بلرزد و قطع امید از ما کند، و گور خود را گم کند و ما را آزاد بگذارد.
امت خداجوی، یکبار دیگر پیامم به شما این است: پیرو امام عزیزمان باشید و پیرو ولایت فقیه باشید، انشاءالله.
در پایان، پیامم به خانوادهی عزیز و گرامیام این است که همیشه در صحنهی انقلاب حاضر باشید و بر زنده نگهداشتن یاد شهیدان کوشا باشید و راهشان را ادامه دهید و در سختیها و مشقتها صابر باشید، انشاءالله.
در پایان: خدایا، خدایا، تا انقلاب مهدی، حتی کنار مهدی، خمینی را نگهدار.
ضمناً از شما میخواهم که یک ماه روزهی قضایی بر گردن من مانده، که از شما میخواهم قضای آن را بگیرید، چون در ایام سربازی از ما قضا شد. لذا به این امر توجه کنید و قضای آن را بهجا آورید.
از املاک و خانه، بهطور آنچه که رسم است، دو سهم به پسرها و یک سهم به دخترها بدهید.
اگر چنانچه به امید خدا، فرزند بزرگم محمداسماعیل صحیح و سالم آمد، میخواهم ایشان با دخترعمهاش، زهرا خانم متانت، ازدواج کند البته اگر مورد قبول باشد، و اگر نبود، اشکالی ندارد. خواستم حق خواهری و برادری را ادا کرده باشم. خلاصه، هر جور خودتان میدانید، عمل کنید.
هر جا دیدم خواهر با برادر / همی یادم آمد از مهر خواهر
سلام من به تو معصومه خواهر / نمیبینی دیگر روی برادر
دلی اندر وطن آسوده داری / خبر از حالتم خواهر نداری
خبر داری خواهر زهر خوردم / خبر داری به غربت جان سپردم
این تذکر را بدهم که یک لنگه گندم را که گذاشته بودم برای جبهه، بدهید، تا من مدیون نباشم، چون از زکات میباشد و باید حتماً ادا شود.
ضمناً کلیهی امور و وسایل و اموال متفرقه، تعلق به خانم خودم دارد و ایشان اختیار تام آنها را دارند.
خدایا، خدایا، تا انقلاب مهدی، حتی کنار مهدی، خمینی را نگهدار.
شهید محمدعلی یاوری در سال ۱۳۱۰ چشم به جهان گشود. در مکتب درس خواند. در نوجوانی، پدرش را از دست داد و چون پسر بزرگ خانواده بود، بار تمام مشکلات زندگی بر دوش او افتاد. او از طریق کشاورزی، مخارج مادر و سه فرزند دیگر خانواده را تأمین میکرد.
محمدعلی پس از خدمت سربازی که در دوران طاغوت گذراند، ازدواج کرد. ثمرهی این ازدواج، دو پسر و دو دختر بود.
ایشان در دوران انقلاب، حضوری فعال داشت و از بسیجیان پرتلاش و فعال بهشمار میرفت. هر سال، پس از پایان فصل کشاورزی، راهی جبهههای نبرد میشد. در مناطق اهواز، آبادان و خرمشهر، در دستهی تدارکات خدمت میکرد.
سرانجام در سال ۱۳۶۵، در عملیات کربلای ۵ در منطقهی شلمچه، به فیض عظیم شهادت نائل آمد.