شهدای گلپایگان

وب سایت شهدای شهرستان گلپایگان

بسم رب الشهدا و الصدیقین
وب سایت شهدای گلپایگان

خاطره از شهید محمدعلی یاوری

تا کربلا آزاد نشود، برنمی‌گردم…

همسر شهید روایت می‌کند: محمدعلی همیشه می‌گفت: «تا کربلا آزاد نشود، برنمی‌گردم.» و این فقط یک شعار نبود. نمازش هیچ‌گاه ترک نمی‌شد. شب‌ها که از خواب بیدار می‌شدم، می‌دیدم در سجده مانده… انگار با خدا حرف‌هایی داشت که فقط در سکوت شب می‌شد گفت.

وقتی زمان اعزام به جبهه نزدیک می‌شد، شعرهای آهنگران را زمزمه می‌کرد، با همان حال و هوای عاشقانه‌ی رزمنده‌ها.

یک روز که به صحرا رفتم، دیدم محمدعلی خوابیده و ماری بالای سرش است. بیدارش کردم. آرام برخاست و گفت: «اگر مار مرا نیش زده بود، چه می‌شد؟ آیا شهید شدن باعزت‌تر نیست؟»

شهادت برایش آرزو نبود، باور بود، با همان باور زیست، و با همان باور رفت و شهید شد.

راوی خاطره: همسر شهید