و لا تحسبن الذين قتلوا فی سبيل الله امواتاٌ بل احياء عند ربهم يرزقون
مپنداريد آنانکه در راه خدا کشته می شوند مرده اند بلکه آنان زنده اند و نزد خدايشان روزی دارند.
من المومنين رجال صدقوا ما عاهدوا الله عليه فمنهم من نفسی نحبه و منهم من ينتظر و ما بدلو تبديلا.
از مومنان کسانی ردائی اند که راست گردانيدند آنچه را پيمان بستند با خدا بر آن پس ازايشان کسی است که به سر آورد هدفش را و او ايشان کس است که در انتظار می کشد و تغيير ندادند تغيير دادنی.
سلام و درود بر پيشتازان انقلاب اسلامی که در راس آنها قائد اعظم امام خمينی پرچم دار حماسه آفرين حسينی برای پيشبرد هدفهای اسلام عزيز بر طاغوت و طاغوتيان عصر خود پيروز گشته, و چون ابراهيم بت شکن تمام بتها را در هم شکسته و می رود تا پرچم اسلام را در همه اقصی نقاط جهان به اهتزاز درآورد. و سلام بر پدر و مادر عزيزم: از اينکه حس می کردم در مکانی راحت قرار بگيرم و در سنگر نباشم غمگين بودم من نمی توانستم به خودم بقبولانم که برادران خودم در مرزها شهيد شوند و من هر روز شاهد اين باشم که فلان قدر کشته يا فلان نفر زخمی شده اند. پدر و مادر داغدارم چگونه من می توانستم مشاهده کنم که هر روز عده ای از بهترين جوانان ما کشته می شوند و من به کارهای روز مره مشغول باشم. می دانم که از دست دادن من شايد سنگين باشد ولی غم از دست دادن حسين (ع) بر فاطمه زهرا(ع) سنگين نبود؟ مگر آنها نبودند که کشته شدند تا دين اسلام پا برجا باشد من هم به نوبه خود از آقا و سرورم حسين (ع) درس مبارزه و درس شهامت و درس شهادت را ياد گرفتم. من آموختم که زندگی مادی نکبت بار است و نبايد منتظر باشم که مرگ ما را فرا گيرد به جای اينکه ما بايد سراغ مرگ برويم مگر انسان يک دفعه بيشتر می ميرد؟ پس چه بهتر که آن يک دفعه هم در راه خدا باشد. اکنون که وصيتنامه را باز کرده ايد و می خوانيد می دانم چشمانتان اشکبار شده چون ذاتاٌ در نهاد هر خانواده ای موجود است که وقتی فردی از خانواده اش شهيد و يا به مرگ عادی از دنيا برود در لحظه اول غمگين می شوند و سپس با صبر خداوندی استقامت می کنند ای پدر عزيزم:
اميدوارم که برای از دست دادن من غصه و افسوس نخوريد که شايد حد نهائی تکامل يک انسان است و آماده از دست دادن بقيه فرزندان خود در راه خدا باشطد. پدر جان از شما می خواهم که قدر اين نائب مهدی را بدانيد که اطاعت از او واجب شرعی است.مادر جان بعد از شنيدن خبر مرگم خواهش می کنم اشک نريزيد. به خواهرم بگو در سوگ من اشک نريزد زيرا امام بزرگوارمان در سوگ فرزندش اشک نريخت چون می دانست رضای خداوند در اين است امر می باشد.
مادر جان مرگ من در راه اسلام و قرآن شايد جوششی در جوانان بوجود آورد.
مادرم: هر گونه افسردگی و ناراحتی برای من باعث عذاب روح من می شود خوشحال و اميدوار باش مادرم من پسر خوبی برای تو نبودم واميدوارم مرا عفو کنی.
و سلام بر تنها خواهرم: که از هر کس دلسوخته تر است ای خواهر عزيزم حجاب و عفت و پاکدامنی را سر لوحه زندگی خودت قرا رده و هميشه زينب وار با ناملايمت دست و پنجه نرم کن تقاضای من از تو اين است که بتوانی بچه ای را تربيت کنی که در رکاب حضرت صاحب الزمان (عج) شمشير بزند.
و سلام بر برادرانم: ای برادر عزيزم پيوستهدر راه اعتلای اسلام عزيز کوشا و تمامی فرامين ما را از دل و جان بپذيريد هر زمان راه خدا بهترين راههاست پوينده و کوشنده در اين راه باشيد و اميدوارم که اگر شهيد شدم راهم را ادامه دهيد و سنگرم را خالی نگذاريد. شما بايد توطئه افراد شرق و غرب زده که می خواهند جمهوری اسلامی را به سازش با شرق و غرب بکشانند و هدفشان منزوی کردن و خط امام است را خنثی نمائيد و السلام عليکم.
در ضن اگر خواستيد مجلس عزاداری بگيريد آنرا تجملی نکنيد و پول آن را به مناطق جنگی اختصاص بدهيد و آن مقدار پولی را که دارم را نيز اختصاص بدهيد به مناطق جنگی.
از همه خانواده خود کمال تشکر را دارم و افتخار به داشتن چنين والدينی می کنم که جوانی را در راه اسلام تربيت کرده اند تا جان خود را در راه اسلام ايثار می کند و اين پيش آمد را به آنها تبريک می گويم.
در پايان خداحافظی با شما و تمام افراد خانواده آخرين پيام من به شما اين است که هيچ وقت راهی جز راه الله, ايمان , شهادت و خداگونه شدن نپذيريد اگر حتی تحميلی نيز باشد. چون دنيا زودگذر است و فانی.
والسلام عليکم و رحمه الله و برکاته
حسين نيکنامی در سال1342 در شهرستان گلپايگان به دنيا آمد. پس از طی دوره طفوليت در دوره ابتدائی شروع به تحصيل کرد. و پس از اتمام اين دوره تحصيلی در مدرسه راهنمائی ثبت نام و به تحصيل علم پرداخت و توانست اين دوره را نيز با موفقيت پشت سر بگذارد و پس از آن در مدرسه دکتر شريعتی جهت تحصيل دوره دبيرستان ثبت نام کرد. که اين دوره همزمان بود با دوره مخالفت و تظاهراتهای مردمی عليه رژيم شاه که شهيد حسين نيکنام نيز در تظاهراتها شرکت می نمود و همينطور در مجالس و محافل مذهبی شرکت می کرد و پس از پيروزی انقلاب اسلامی و شروع جنگ تحميلی با در خطر ديدن کشور و ملت صحنه علم و تحصيل را رها کردو جهت دفاع از کشور خود را به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شهرستان گلپايگان معرفی کرد و پس از مدتی به جبهه اعزام شد که محل آن جائی جز شملچه نبود. شهيد حسين نيکنامی در شلمچه در تاريخ 31/4/1361 و در عمليات رمضان به مقام رفيع شهادت نائل گرديد.
ارسال دیدگاه
این جا کربلا، در سرچشمۀ جاذبه ایی که عالم را به محور عشق نظام داده است.