ای جوانان، مبادا در حال بیتفاوتی بمیرید؛ که علیاکبر در راه حسین(ع) و با هدف شهید شد. ای مردم، استغفار و دعا را از یاد نبرید؛ که بهترین درمان برای تسکین دردهاست. به یاد خدا باشید و هرگز نگذارید دشمنان بین شما تفرقه بیندازند. با روحانیونی که پیرو خط امام هستند و برای اسلام دفاع میکنند، باشید.
شهید جعفر فراست در تاریخ ۱۳۴۵/۰۱/۰۱ در روستای فیلاخص از توابع گلپایگان دیده به جهان گشود. دوران کودکی را در همان روستا سپری کرد و پس از گذراندن دورهی ابتدایی، برای ادامهی تحصیل به روستای کنجدجان رفت. او تا سال دوم راهنمایی به تحصیلات خود ادامه داد.
از همان سالهای نوجوانی، در راهپیماییهای خیابانی علیه رژیم مستکبر شاه شرکت میکرد و پس از پیروزی انقلاب اسلامی، فعالیت خود را در پایگاههای بسیج آغاز نمود. جعفر نسبت به پدر و مادر و خواهران و برادرانش علاقهی شدیدی داشت و در کارهای خانواده، بهویژه کشاورزی و دامداری، کمک بسیاری میکرد. برای امرار معاش نیز به کارگری میپرداخت و هر کس از او تقاضای یاری میکرد، با جان و دل میپذیرفت.
به خاطر عشق و علاقهی فراوانش به انقلاب، پافشاریهای زیادی کرد تا توانست رضایت پدر و مادر را برای رفتن به جبهه جلب کند. او از طریق بسیج شهرستان گلپایگان طی دو مرحله به جبهه اعزام شد؛ در مرحلهی نخست به کردستان رفت و در مرحلهی دوم در منطقهی عین خوش در عملیات محرم شرکت کرد.
در تاریخ ۱۳۶۱/۰۳/۲۷، در جریان عملیات محرم، شهید جعفر فراست در منطقهی عین خوش مفقودالاثر گردید. از آن پس، پدر و مادر و خانوادهی او همواره چشمانتظار خبری از فرزندشان بودند. جانباز عزیز، کاظم فراست(برادر شهید)، روایت میکند: «با پیگیریهایی که انجام دادیم، در پادگان دوکوهه که در پنج کیلومتری اندیمشک قرار دارد از تعاون سپاه که اسامی رزمندگان در آنجا ثبت بود، پرسوجو کردیم. ما را به سردخانهای در اندیمشک معرفی کردند. به داخل سردخانه رفتیم و تعداد زیادی جنازهی سوخته دیدیم، اما اثری از برادرم نبود. به قسمت دیگری که اجساد سالم را نگهداری میکردند نیز سر زدیم، اما آنجا هم نبود.»
سالها گذشت و خانوادهی شهید هر روز چشمانتظار بازگشت او بودند، تا آنکه در تاریخ ۱۳۷۴/۱۱/۲۱ پیکر پاک و مطهرش به زادگاهش بازگردانده شد و در جوار دوستان شهیدش در گلزار شهدای فیلاخص به خاک سپرده شد.
ارسال دیدگاه
این جا کربلا، در سرچشمۀ جاذبه ایی که عالم را به محور عشق نظام داده است.