به شهیدان راه خدا مرده نگویید، بلکه آنان زندهاند و نزد پروردگار خویش روزی میخورند.
با نام خدا، یاد خدا، و برای خدا، وصیتنامهی خود را آغاز میکنم؛ با عشق به الله، و سلام بر تمامی شهدای راه حسین(ع)، و سلام بر امام امت، ابراهیم زمان، خمینی بتشکن، حامی مستضعفان و مسلمین جهان. مرگ بر منافق، و منافقینی که میخواهند انقلاب نونهال را ناتوان سازند.
و درود بر تو، ای مادر، که سالها برای من رنج کشیدی، مرا بزرگ کردی، و به راه حسین(ع) فرستادی.
خواهشی از پدر و مادر عزیزم دارم:
ای مادرم، همچنان استوار باش، مانند کوهی که به آسمان سر کشیده، سربلند باش، که مبادا منافقین از شهادت فرزندت سوءاستفاده کنند و تو را پیش فاطمهی زهرا(س) شرمنده سازند. و تو، ای پدر مهربان، مرا ببخش. و از مادر میخواهم که مرا حلال کند و ببخشد. و از تمام برادرانم میخواهم که راه شهیدان را ادامه دهند.
شهید علیاصغر جمالی در سال ۱۳۴۳، در روستای ورزنه، یکی از روستاهای شهرستان گلپایگان، دیده به جهان گشود. وی در خانوادهای مذهبی متولد شد، و چون پدرش به امام حسین(ع) علاقهی شدیدی داشت، نام او را علیاصغر گذاشت.
شهید بزرگوار، تحصیلات خود را تا دوم راهنمایی ادامه داد، اما بهعلت مشکلات اقتصادی خانواده، از ادامهی تحصیل بازماند. از همان کودکی، در کلاسهای قرآن و برنامههای مسجد شرکت مینمود، و پس از پیروزی انقلاب اسلامی، به عضویت بسیج درآمد.
او پس از گذراندن یک دورهی آموزش امدادگری در پادگان غدیر اصفهان، به جبههی جنوب اعزام شد. علیاصغر بیست روز پیش از شهادتش، به مرخصی آمده و از همهی دوستان و آشنایان طلب حلالیت کرد، و مجدداً به جبهه بازگشت.
سرانجام، در عملیات پیروزمندانهی محرم، با رمز «یا زینب(س)»، در تاریخ ۱۳۶۱/۰۸/۱۱، به آرزوی دیرینهی خود یعنی شهادت نائل آمد.
او معتقد بود که انسان باید تا زنده است، به اسلام خدمت نماید؛ و وقتی هم که مرگ به سراغش آمد، همان شهادت در راه خدا باشد.
او بسیار خوشاخلاق بود و چهرهای مظلوم و ساکت داشت. در برخورد با او، احساس میشد غرق در تفکر است. در سلام کردن پیشی میگرفت و همه را بزرگ میدید.
شب قبل از عملیات، گفت: «مرا حلال کنید.» و در یادداشت کوچکی، علاوه بر صورت بدهکاری و طلبکاری خود، اینگونه نوشته بود:
«همانطور که میدانیم، این مستضعفین هستند که اسلام را به ثمر رساندند؛ و همینها هستند که در راه آن، از بذل جان خود دریغ نمیکنند و مشتاق خداوند خویشاند. ما این را بهعینه میبینیم که چه کسانی هستند که اسلام را یاری میدهند، و باز میبینیم که چه اشخاصی سنگ جلوی چرخ انقلاب میاندازند. ملت ما چون معتقدند که تنها اسلام، مکتب انسانساز و سرنوشتساز است، نه مکتبهای انحرافی شرق و غرب، از هیچ کوشش و فداکاری در راه آن کوتاهی نمیکنند.»