قسمتی از وصیت نامه شهید: هیچ وقت دست از پشتیبانی امام امت، این اسطوره تقوا برندارید. از ولایت فقیه در هر زمان حمایت کنید. خدایا با تو پیمان بسته بودم که تا پایان راه بروم و بر پیمان خویش همواره استوارم. خدایا به محمد(ص) بگو که پیروانش حماسه آفریدند. به علی(ع) بگو که شیعیانش قیامت کردند. به حسین(ع) بگو که خونش در رگها همچنان میجوشد. بگو از آن خونها سروها رویید، ظالمان سروها را بریدند. اما باز هم سرو میروید.
پدرم، مادرم، برادرانم، خواهرانم و شما ای مردم عزیز و ای همسفران دیرینهام. حرفهایم را به خاطر بسپارید. شاید که اینها آخرین حرفهایم باشد.
شهید نصرالله نوری در سال ۱۳۴۴ در روستای وداغ از توابع شهرستان گلپایگان، در خانوادهای مذهبی و مؤمن چشم به جهان گشود. خانوادهاش با وجود ضعف مالی، از نظر ایمان و اعتقادات در سطح بالایی قرار داشتند و همین تربیت دینی، از کودکی در روح و جان او اثر گذاشت.
در سن ۷ سالگی وارد دبستان روستا شد و تحصیلات ابتدایی را با موفقیت به پایان رساند. سپس وارد دوره راهنمایی شد و پس از پايان اين دوره به دلیل مشکلات اقتصادی، از ادامه تحصیل بازماند و برای کمک به خانواده، به دامداری و کشاورزی روی آورد.
با وجود آنکه روستای محل زندگیاش در منطقهای دورافتاده قرار داشت و امکان حضور در تظاهرات ضد رژیم شاهنشاهی برایش فراهم نبود، قلبش سرشار از عشق به امام خمینی (ره) و آرمانهای انقلاب اسلامی بود. پس از پیروزی انقلاب، در بسیج ثبتنام کرد و فعالیتهای انقلابی خود را آغاز نمود.
در سال ۱۳۶۳ به خدمت نظام وظیفه اعزام شد و بیشتر دوران خدمت خود را در مناطق عملیاتی و خطوط مقدم جبهههای نبرد با دشمن بعثی گذراند. در سن ۲۰ سالگی ازدواج کرد، اما تنها ۸ ماه پس از آن، در عملیات والفجر ۲ در منطقه پیرانشهر ارومیه، بر اثر اصابت خمپاره، در تاریخ ۲۷ اردیبهشت ۱۳۶۵ به فیض عظیم شهادت نائل آمد و نامش در زمره شهدای سرافراز دفاع مقدس ثبت شد.
ارسال دیدگاه
این جا کربلا، در سرچشمۀ جاذبه ایی که عالم را به محور عشق نظام داده است.