شهید محمود افتخاری در سال ۱۳۳۸، روز هفدهم فروردینماه، در روستای سرآور از توابع شهرستان گلپایگان و در خانوادهای روحانی دیده به جهان گشود. تا سن پنج سالگی در زادگاهش بود، اما به دلیل نیاز مردم روستای فیلاخص به روحانی، خانوادهاش به آنجا هجرت کردند.
تحصیلات ابتدایی را در همان روستا و با راهنماییهای پدر وارستهی خود به پایان رساند و برای ادامهی تحصیل به گلپایگان آمد. دورهی راهنمایی و سپس دبیرستان را در رشتهی الکترونیک گذراند و در سال ۱۳۵۷ موفق به اخذ دیپلم شد. در همان سالهای ابتدایی پیروزی انقلاب، با شرکت در حرکتهای مردمی دین خود را ادا کرد و همزمان تحصیلات عالی را نیز ادامه داد. او دانشجوی آموزشکدهی فنی شهید محسن مهاجر اصفهان بود و در رشتهی تربیت معلم دانشگاه اصفهان نیز پذیرفته شد.
با آغاز جنگ تحمیلی، شهید افتخاری حضور در جبهههای حق علیه باطل را وظیفهی خود دانست. در هفدهم فروردین ۱۳۶۱ به جبههی کردستان اعزام شد و پس از مدتی به جبههی جنوب رفت و در سمت کمک آرپیجیزن به خدمت پرداخت. سرانجام در تاریخ ۱۳۶۱/۰۴/۲۴، مصادف با ۲۱ رمضان ۱۴۰۳، در عملیات رمضان در منطقهی شلمچه، شربت شهادت نوشید و به ملکوت اعلی پرکشید.
شخصیت و آثار
شهید افتخاری علاقهی زیادی به شخصیتهایی همچون شهید مطهری و شهید بهشتی داشت. دربارهی شهید بهشتی میگوید: «حق شهید بهشتی نسبت به من مانند حقی است که یک غریق نجات بر گردن یک غریق دارد.»
در مورد شهید مطهری نیز چنین مینویسد: «من او را ندیدم و هرگز در محضر او حاضر نشدم... ولی آثار استاد آنقدر با محتوا، با صفا و باب طبعم قرار گرفت که هرگز دوست نداشتم از آنها جدا شوم.»
از این شهید فرهیخته کتابی با عنوان «ارتجاعها و متجددها» به چاپ رسیده که در سراسر کشور منتشر گردیده است.
یادداشتهای شهید
نامههایی از شهید افتخاری به جا مانده است که در همهی آنها آیات قرآن، احادیث و جملات زیبای عرفانی به چشم میخورد. در یادداشت و خاطرهای که لحظاتی پیش از عملیات آخرش نوشته، چنین مینگارد: «الان چیزهایی را درک میکنم که با سالها مطالعه شاید به آنها دست نمییافتم. جبهه واقعاً دانشگاه است و من اکنون نزدیک است که از این دانشگاه فارغالتحصیل شوم.»
و جملهای که عصارهی اندیشه و ایمان اوست: «خدایا، مطهر زیستن را به من بیاموز؛ مطهر مردن را خود خواهم آموخت.»
محمود افتخاری، شهید فرهیختهای بود که هم در عرصهی علم و فرهنگ و هم در میدان نبرد، دین خود را به اسلام و وطن ادا کرد و با شهادت، مدال پرافتخار جاودانگی را بر گردن آویخت.