عکس را بگذارید در حجلهام
برادر شهید روایت میکند: آخرین بار که محمدتقی به مرخصی آمده بود، با آرامش گفت: «رفتهام عکاسی، عکس گرفتهام. هفت روز دیگر آماده میشود. شما بروید این عکس را بگیرید و داخل حجلهام بگذارید.»
مادر با بغض گفت: «إنشاءالله که برمیگردی…» اما محمدتقی لبخند زد و گفت: «مادر، مگر شما دوست نداری مادرِ شهید باشی؟»
و رفت… هفت روز بعد، در همان جبههای که دلش برایش میتپید، به شهادت رسید.
و ما… همان عکس را، همانطور که خودش خواسته بود، داخل حجلهاش گذاشتیم.