آشنایان شهید روایت میکنند: هرگاه نیروهای بسیج از محل در حال اعزام بودند، محمدابراهیم با شور و شوقی وصفناشدنی در حسینیه حاضر میشد و با تمام توان برای پذیرایی از آنها کمک میکرد.
اما این حضور، فقط در پشت جبهه نبود. علاقهاش به حضور در خط مقدم، چنان عمیق بود که پس از اعزام به منطقه، وقتی از ناحیهی پا مجروح شد و به مرخصی آمد، نتوانست در خانه بماند…
خیلی زود، با همان پای زخمی، دوباره به منطقه برگشت.
نه برای نام، نه برای نشان، فقط برای ادای دین به اسلام و انقلاب.