شهدای گلپایگان

وب سایت شهدای شهرستان گلپایگان

بسم رب الشهدا و الصدیقین
وب سایت شهدای گلپایگان

خاطره ای از شهید محمد یاوری

وضویی با دست شکسته...

مادر شهید محمد یاوری روایت می‌کند:

محمد همیشه ساده‌زیست بود. اهل اسراف نبود، دلش با قناعت آرام می‌گرفت. اما چیزی که هیچ‌گاه از آن نمی‌گذشت، نماز اول وقت بود. نماز برایش فقط یک واجب نبود، قرار دلش بود…

روزی در کارگاه، حادثه‌ای رخ داد و دستش شکست. پدر با زحمت فراوان ماشینی تهیه کرد تا او را به دکتر ببرد. اما محمد، با همان دست شکسته، آرام وضو گرفت. درد در چهره‌اش بود، اما ایمان در نگاهش می‌درخشید.

رو به پدر کرد و گفت: «تا نماز را نخوانم، نمی‌آیم. ماشین هر چقدر می‌خواهد منتظر بماند.»

آن لحظه، همه فهمیدند محمد فقط فرزند خانواده نبود… او سربازی بود از لشکر ایمان، که حتی درد را به صف ایستادن در برابر خدا ترجیح نمی‌داد.

راوی خاطره: مادر شهید